جمعه 1388/02/11
افزایش درآمد سرانه برای توسعه اقتصادی استان بوشهر ضروری است
افزایش درآمد سرانه برای توسعه اقتصادی استان بوشهر ضروری است
سالهاست استان بوشهر هر روزه شاهد پیشرفت در حوزه نفت و گاز می باشد اما این پیشرفت هیچ موقع باعث توسعه پایدار نگردیده است در این نوشتار قصد دارم دلایلی را توضیح دهم و به صورت اقتصادی این قضیه را بررسی کنم.
در کشورهای توسعه یافته اگر دو بخش صنعت و کشاورزی را در نظر بگیریم بخش صنعت بسیار پیشرفت کرده و بخش کشاورزی آنان با افزایش تکنولوژی توانسته اند رشد نسبی این بخش نیز افزایش دهند اما این کشورها بیشتر تمایل به صنعتی شدن دارند که توسط بزرگان اقتصاد هم بیان شده که با افزایش نرخ رشد اقتصادی ، سهم تولید واشتغال بخش كشاورزی دركل اقتصاد كاهش یافته درحالی كه سهم تولید واشتغال دربخش های صنعت وخدمات دركل اقتصاد افزایش می یابد همان گونه که کوزنتس با آمار و ارقام خود نشان داد با افزایش سهم درآمد سرانه سهم بخش کشاورزی به نسبت تولید کلی به طریق قابل پیش بینی کاهش می یابد و درصد نیروی کار در بخش کشاورزی و کاهش و صنعت افزایش می یابد اما در امد سرانه نسبت به توسعه میادین نفت و گاز در استان بوشهر رشد نکرده است و در کنار این صنایع تولیدی دیگر وارد استان نشده است و دلیل اصلی این موضوع اشتغال کم نیروهای بومی استان و پیمانکاران بومی بوده است و با عدم افزایش مناسب درامد سرانه صنایع دیگر در استان رشد چندانی نداشته اند و در نهایت در اقتصاد استان توسعه چندانی صورت نگرفته است . اما با نگاهی به استان بوشهر نیز این موضوع دیده می شود و صنعت نفت و گاز درصد بسیار بالایی از تولید و درامد استان بوشهر را به خود اختصاص داده است و درامد کل استان را بسیار افزایش داده است اما سوال این جاست چرا با وجود صنعتی شدن (نفت و گاز) استان و افزایش درآمد، رشد اقتصادی و توسعه همه جانبه را در استان شاهد نبوده ایم من یکی از مهمترین عوامل را افزایش نیافتن مناسب درآمد سرانه را در استان می بینم.
یکی از عوامل مهم رشد اقتصاد تقاضای کل در هر منطقه اقتصادی می باشد با افزایش جمعیت استان بوشهر به علت مهاجر پذیری و
گنجایش کارکنان نفت و گاز در استان هر اقتصاد دانی را خوشبین می کند به روند توسعه افزایش تقاضا در استان و به خصوص شهرستانهای جم کنگان دیر و بسیاری از نقاط استان افزایش چشمگیری داشته است اما این افزایش بیشتر در کالاهای مصرفی شاهد هستیم هر چند با افزایبش جمعیت می توان به افزایش تقاضا خوشبین بود اما باید به سمتی حرکت کنیم که تقاضای کالاهای بادوام و گران قیمت نیز افزایش دهیم و همچنین تولید کننده در کالاهای با دوام و مصرفی باشیم (برای مثال عرض کنم که ما شاهد هستیم که بسیاری از خانواده ها به خصوص در جنوب استان برای تهیه چنین کالاهایی به شهرستانهای جنوبی استان فارس مراجعه می کنند مثلا برای تهیه محصولات شرکت سایپا به شهر لامرد ما در کل استان چند نمایندگی سایپا داریم و یا برای تهیه لوازم خانگی و ...) باید با وارد کردن صنایع پایین دستی نفت و گاز و دیگر صنایع تولیدی به استان و جذب خریداران هم تقاضاها را به سمت عرضه کالاها جذب کنیم و همچنین صادر کننده نیز باشیم .
در پایان: از آنجا که استان بوشهر یک استان در حال توسعه است و کشور ما هم کشوری است در حال توسعه و رشد خوبی را شاهدذ هستیم اندازه و ترکیب زیر بخشهای صنعت به افزایش درآمد سرانه بستگی دارد و زمانی با رشد و توسعه صنعتی را شاهدیم که در امد سرانه افراد در استان بوشهر افزایش یابد این افزایش می تواند از طریق کمک گرفتن از درامدهای نفت و گاز افزایش سهم نیروها و پیمانکاران بومی و بخش خدمات تامین گردد.
لینک مقاله من در سایت مند نیوز
لینک مقاله من در سایت تحلیلی بنا
دوشنبه 1388/01/24
مدیران و نیروهای بومی
اهمیت رفتار مدیران نفت و گاز با نیروهای بومی استان بوشهر
از آنجا که شنیده می شود با نیروهای بومی در مجموعه نفت گاز در استان بوشهر آن طور که باید رفتار نمی شود تصمیم شد تا در این باره نوشتاری را بنویسم شاید مدیران ارشد و میانی نفت و گاز در استان بوشهر کرسی مدیریت خود را از این استان بدانند و مردم و نیروهای بومی را اولویت ندهند لااقل اهمیتی برابر دهند.
سرمایه انسانی بومی اگر از نخبگان استان بوشهر باشند که ارزش بسیار بالایی برای این مجموعه دارند و باید در شرایط مساوی از اینان برای مدیریت ارشد استفاده شود تا بسیاری از مشکلات و تبعیضات از بین برود اگر هم نیروی انسانی بومی از نیروهای عادی مجموعه نفت و گاز هستند كه ارزش آفرینی چندانی برای مجموعه ندارد و نه در نوع خود برای سازمان منحصر بهفرد و خیلی ویژه هستند اما باید دید از چنین نیروهایی نیز بسیار زیاد غیر بومی در این مجموعه هستند و کمتر شاکی هستند البته این نیروهای عادی بومی هم از ارزش زیادی برخوردار هستند و مدیران ارشد و میانی باید به این قشر هم اهمیت ویژه ای بدهند چرا که اینان کودکی خود را در این آب و هوای نفت و گازی سپری کرده اند به امید اینکه روزی از این داشته سود و فایده ای بهشان برسد خانواده هایشان را و فرزندان معصومشان را در این آب و هوا بزرگ کرده اند آیا نباید تفاوتی برای آنان قائل شد و از آنان بیشتر استفاده کرد و انگیزش بیشتری توسط مدیران در این نیروها ایجاد شود حداقل شاید با برخورد برابر هم راضی شده باشند شاید این مدیران به این باور رسیدا اند که بدست آوردن اینگونه سرمایه انسانی بومی خود را بهراحتی پس از مدتی انجام فعالیت بهدست می آورند، پس توجه زیادی در زمینه سرمایه گذاری بر روی این نوع سرمایه انسانی مبذول نمی شود و انگیزش این نیروها در اولویت مدیران نیست اگر مدیران این چنین برداشت دارند و افکارشان چنین است پس این نخبگانی که مجموعه نفت و گاز هر ساله جذب می کنند کجا می روند در این نخبگان از متخصصان مدیریت وجود ندارد که به مسائل روز مدیریت آگاه باشند مطمئنا اگر انگیزشی مناسب توسط مدیران صورت گیرد روند رشد و توسعه فازها نیز در منطقه عسلویه افزایش می یابد انگیزش به منزله موتور رفتاری انسان بشمار میرود. از این جهت سطح انگیزشی فرد تاثیر بسیار زیادی در اقدام او به انجام کار و تداوم به انجام کار دارد. افرادی که از انگیزش کافی برخوردار نیستند یا در شروع به انجام کار مشکل دارند یا در شیوه انجام کار ضعیف و کند عمل میکنند. نتیجه کار این افراد معمولا به اندازه نتیجه کار افراد با انگیزه مفید و سودمند نیست. افراد دارای انگیزش بالا توان بهتری در انجام کار دارند، سرعتشان بالاتر است، زودتر اقدام و شروع بکار میکنند. نواقص کمتری دارند و در صورت بروز مشکل تلاش بیشتری جهت رفع نواقص میکنند و زمانی ما می توانیم در پارس جنوبی با کشور کوچکی چون قطر رقابت کنیم که بسیاری از مسائل مدیریت و نیروی انسانی به خصوص نیروهای بومی را رعایت کنیم و این نیروها با آرامش کافی به کار کردن در این مجموعه راضی باشند عموما شرایط و موقعیتهای محیطی مساعد برای انجام کارنیز مهم هست و هر چند که شرایط محیطی به کار سرعت می بخشد در کنار این محیط روانی کار هم از اهمیت زیادی برخوردار است و نیروی بومی باید آرامش روانی مناسبی داشته باشد . بعضی از مدیران قاطعیت را با پرخاشگری اشتباه می گیرند و بسیاری از نیروی انسانی را دل آزده می کنند قاطعیت، مجموعه از مهارتهاست كه هركسی از راه تمرین می تواند به آن دست یابد. افراد پس از كسب مهارت قاطعیت می توانند بدون اضطراب بی مورد احساسات صادقانه خود را ابراز دارند و حق خود را بدون انكار حق دیگران مطالبه كنند. و امید است مدیران مجموعه نفت و گاز قاطعیت را با مفهوم درست در ک کرده باشند و نیروهای بومی استان بوشهر از نوع مدیریت این مدیران شکایتی نداشته باشند . با این وضعیت فعلی که نیروهای استان بوشهری اهمیت توسعه را درک نکرده اند و رشد را در مدیریت ارشد مجموعه نفت و گاز به سمت بومی گرایی شاهد نیستیم و این رشد معکوس دیده می شود انتظار بیشتری نباید داشت.
پیشنهاد می گردد مجموعه نفت و گاز مدیرانی برگزیند که ویژگیهای مناسب یک مدیر لایق و توانمند را داشته باشد و کارکنان بومی استان بوشهر در این مجموعه که به گونه ای از زینفعان محسوب می گردند رضایت داشته باشند . چند ویژگی چنین مدیرانی در ارتباط با زیردستان در ذیل قید می گردد:
1- داشتن انگیزه قوی برای اهداف مجموعه و همچنین اهداف نیروی انسانی
2- زبان مدیر باید متناسب با ویژگی ها ، معلومات و اطلاعات زیردستان باشد یا همان نیروهای کار باشد.
3- روحیه استقامت و پشتکار برای مواجه شدن با شکست و ناکامی زیردستان
4- صبر و شکیبایی و خود نظمی که در مدیران با تجربه تر بیشتر مشاهده می گردد
5- مدیر باید باهوش و با ذكاوت باشد تا بتواند به طور دقیق وضعیت خلقی زیردستان را تشخیص داده و به رفع ناراحتی ها و مشكلات روحی آنها بپردازد
6- مدیر باید با زیردستان تماس داشته و در جریان مشكلات و ناراحتی های آنان باشد
7- مدیر نیاز به اصل صداقت و اطمینان در برخورد با زیردستانش دارد زیردستان اغلب از مدیری اطاعت میكنند كه صادق و قابل اطمینان باشد
8- مدیر باید تشویق کردن در برنامه هایش باشد حتی تشویق كلامی و در این راه رعایت عدل و انصاف را نیز بكند
9- مدیر خودش باید پیشرو باشد و از این طریق زیردستانش را به جلو حرکت دهد
10- مدیران باید به اهمیت کار گروهی واقف باشند
11- بدون همدلی ، مدیر نمیتواند اعتماد زیردستان را نسبت به خود جلب كند
12- وظیفه شناسی و دارای وجدان كاری قوی بودن چنین مدیرانی معمولاً در سطح بالایی از برتری ، پاكدامنی ، خودنظمی و میل درونی برای انجام وظایف به خصوص روابط با زیردستان به نحو احسن ، قرار دارند
13- یك مدیر خوب باید قادر به تحمل ناكامی و فشار روانی باشد و دارای خصلت ثبات هیجانی باشد . بنابراین او باید بلوغ فكری و قدرت سازگاری مناسب را برای كنار آمدن با مشكلات پیش آمده داشته باشد
در پایان : هر چند در این نوشتار بیشتر تاکید بر اهمیت دادن در رفتار با نیروی انسانی بود اما باید تمام نیازهای یك مدیر ارضاء شده باشد تا وی در راه تأمین منافع زیردستانش از هیچ گونه كوششی دریغ نكند که این موضوع در مجموعه نفت و گاز شاید کمتر شاهد باشیم و هدف ما از این نوشتار نارضایتی نیروهای بومی بوده است . و مدیران ارشد بدانند که نیروی بومی را جذب کنند با مشکلات کمتری مواجه هستند از منطقه بیشتر شناخت دارند به امکانات کمتری نیاز دارند و تقاضای انتقال نمی کنند وزارت نفت برای توانمند سازی نیروهای بومی باید آموزش های لازم را بدهد این نیروها را جذب نماید و در نهایت رفتاری در خور شان با این نیروهای بومی صورت گیرد . در این مقاله شخص خاصی مورد خطاب نبود و کلی بیان شد.
حسین اندام
دوشنبه 1387/08/13
ذینفع های استراتژیک در مجموعه نفت و گاز
استانهای جنوبی و مردم این مناطق و مسئولین
آنها باید از ذینفع های مجموعه نفت و گاز باشند
در هر سازمان و نهادی و علی الخصوص مجموعه نفت و گاز اثر بخشی سازمانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. و مدیران به هر طریق ممکن سعی و تلاش می کنند تا راهکارهای مناسب جهت جواب دادن به این سوال که چه چیزی یک سازمان را اثر بخش می سازد و ساختار مناسب را در سازمان تا حد و میزان مشخص شده اهداف سازمانی را محقق می سازد.
و در این زمینه رویکردهایی ارائه شده و هر سازمانی از رویکرد مناسب برای اثر بخشی استفاده می کند . که در این زمینه جدیدترین دیدگاهی که ارائه شده است دیدگاه رویکرد ذینفعان استراتژیک می باشد و طبق این دیدگاه سازمانی اثر بخش است که خواسته های عوامل محیطی خود را که تداوم حیات سازمان مستلزم حمایت آنهاست ،برآورده کند و سعی میکند عوامل محیطی که بقا سازمان را تهدید می کند ارضا نماید.
توضیح بیشتری می دم مثلا یک شرکت کوچک برای اینکه ذینفان استراتژیک خود را راضی نگه دارد سهامداران ، مشتریان و صاحبان زمین (کسانی که زمینهایشان را به شرکت اجاره داده اند) را حمایت کرده و رضایتشان را جلب می کند .
حال سوال من اینجاست که ذینفعان استراتژیک مجموعه نفت و گاز جنوب چه کسانی هستند و عوامل مهم و کلیدی در بقای این مجموعه کیست و آیا مردم و مسئولین جنوب و به خصوص استانهای محروم بوشهر و خوزستان جزو ذینفعان استراتژیک مجموعه نفت و گاز قرار گرفته اند.
سه گام در مشخص و معین شدن این عوامل استراتژیک در مجموعه نفت و گاز توسط مدیران ارشد صورت می گیرد که من اشاره می کنم و پیشنهاداتی می دم:
در گام اول عوامل کلیدی و مهم در بقای مجموعه نفت و گاز تعیین می شوند و از مردم و به خصوص مسئولین عالی این استانها می خام که سعی کنند به گونه ای هر چند که حق جنوبی هاست و باید داده شود اما تا حال شاید ضعف مدیران منطقه این را مناسب عملی نکرده اند با نفوذ بیشتر خود مردم جنوب را از ذینفعان استراتژیک مجموعه نفت و گاز قرار دهند.
در گام دوم قدرت نسبی هر کدام از ذینفعان مشخص می شود و تاکیدم این است که کاری کنیم که ما از بیشترین قدرتمندان در اثر گذاری سازمانی برای آنها محسوب شویم و از دیگران و آنهایی که شاید در محیط نیستند اما از قدرتمندترین عوامل استراتژثیک آنها محسوب می شوند جلو بزنیم و این مجموعه را به خودمان وابسته کنیم.
و در گام نهایی انتظارات از مجموعه نفت و گاز مشخص و معین می شود و در این مرحله که مهمترین مرحله می باشد سعی کنیم تمام خواسته هایی که از این مجموعه داریم را به آنان بازگو کنیم و تمام حق و حقوق مردمی که از تمام داشته هایشان گذاشته اند اما چه نصیبشان شده است بگیریم.
دوشنبه 1387/05/07
توسعه نیروهای بومی
توسعه نیروی بومی در گرو توسعه نیروی انسانی
انتخاب استاندار استان بوشهر که اکثریت مسئولین و مردم استان بر انتخاب استاندار بومی تاکید داشتند اما استاندار غیر بومی انتخاب شد و در بعضی از جاها می شنویم که نیروی بومی توانمند و همفکر با این دولت در استان نبوده هر چند که این جواب هیات دولت نبوده ولی مرا بر آن داشت تا این مطلب را بنویسم.
برای رسیدن به توسعه و پیشرفت عوامل زیادی نقش دارند که یکی از مهمترین این عوامل نیروی انسانی است .انسانها دارای قدرت یادگیری تغییر و پیشرفت هستند و همین مهم فرایند آموزش را با اهمیت می کند. آموزش که در همه زمینه های توسعه مهم است در توسعه نیروی انسانی نقشی اساسی و ویژه دارد و باید برنامه ریزیهای مناسبی در این زمینه صورت گیرد و همگام با تغییر و تحولات جهانی سبکهای آموزش نیروی انسانی می بایست تغییر کند همانگونه که بازاریابی در سطح داخلی و بین المللی نیاز به تحقیقات روزانه و نو دارد و می بایست نیازهای مشتریان را به روز تشخیص داد در زمینه آموزش نیروی انسانی نیز چنین باید عمل کرد. همگام با پیشرفتهای تکنولوژی و آگاهی انسان نسبت به محیط اطراف خودمان نیاز به سرعت دادن به کارها و اهمیت دادن به زمان و اهمیت ایمنی و سلامت در سازمانها دیگر نیروهای سنتی که در سازمانها در ابتدای شروع به کار گرفته شده اند نمی توان به پیشرفت فکر کرد بلکه باید نیازهای آموزشی آنها را تامین کرد .نیروی انسانی که در سازمانهای ما مشغول هستند آیا دارای تخصص لازم هستند و آیا آموزش لازم صورت گرفته است همه ما می دانیم که این طور نیست من در اینجا اشاره ای داشته باشم به نیروهایی که سالها پیش استخدام شده اند در یک سازمان و دارای تخصص کافی نبوده اند و با سطح تحصیلات کم آیا بدون آموزش یکی از پایه های توسعه لنگ نمی زند و از طرفی به سازمانها می توان حق داد از اینکه نیرویشان در ابتدا تخصص کافی ندارد چون طبق آماری در سال 1381 فقط 9 درصد از جویندگان کار دارای تخصص کافی بوده اند .
نظارت بر طریقه تامین نیروی انسانی در این برهه از زمان امر بسیار واجبی است تا از صورت سنتی خود خارج شده و پارتی بازیها که افرادی با تخصص غیر را به سازمان می آورد در شرایطی که همین فرد در جای دیگر و تخصص خودش کارایی بهتری دارد. نیروی انسانی ما چه توانمندی دارد و چه توانمندی را ندارد و برای آینده نیروی انسانی فکر اساسی شده و آینده نیروی انسانی مشخص است؟ این موضوع را به سمت مدیران می کشانم مدیران از نیروی انسانی هستند ند که مدام در حال تغییر هستند ما باید مدیرانمان در حال توسعه باشند و یک مدیر وقتی از آینده خود خوشبین نباشد آیا اعتماد به نفس کافی دارد . نیاز به توسعه مدیران در جامعه امریست ضروری و بي ترديد در صورت حمايت موثر و كارساز و همچنين باور داشتن مدیران در کنار تجارب بدست آورده و آموزش کافی می توان در توسعه آنها نقش موثری را ایفا کرد و در این راستا از نیروهای بومی حمایت کرد من مطلب را به اینجا کشاندم تا اهمیت توسعه نیروی سازمانی در جهت توسعه نیروهای بومی را متذکر شده باشم در نهایت می گویم ما میتوانیم در تمام سازمانهایمان از سازمانهای دولتی گرفته تا خصوصی ،صنعت و نفت و گاز این رویه را دنبال کنیم تا هم به توسعه نیروی انسانی وهم به توسعه نیروی بومی خدمتی ارزنده کرده باشیم.



