بررسی اثرات منفی صنعت نفت ،گاز و پتروشیمی بر مسائل اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی استان بوشهر (شهرستان جم)
چكيده:
سالهاست صنعت گاز در شهرستان جم و صنايع نفت ،گاز و پتروشيمي در عسلويه مستقر شده اند؛ و به دليل آب و هواي مناسب و موقعيت مكاني جم ساير عمليات غير صنعتي بخش عسلويه نيز در شهر جم ميزباني مي شود .به اعتقاد بسياري از مردم و صاحبنظران اين مجموعه ها مهمان خوبي براي اين شهرستان و استان بوشهر نبوده ، و نقش حمايتي خود را به خوبي ايفا نكرده اند. در اين مقاله سعي شده در حد امكان اثرات منفي بر اقتصاد ،اجتماع و فرهنگ شهرستان جم مورد بررسي قرار بگيرد و راهكارهايي در اين زمينه ارائه گردد.
مقدمه:
توسعه را نمي توان فقط اقتصادي دانست بلكه بايد پيشرفت در زمينه هاي اقتصادي ،اجتماعي و فرهنگي حاصل و رفاه جامعه فراهم گردد.رشد در همه جوانب نياز مي باشد و عدم توسعه در هر يك از موراد وضعيت توسعه را نا موزون مي نمايد. حضور صنايع نفت و گاز در استان بوشهر مي تواند هم يك فرصت براي ايجاد توسعه پايدار يا باعث عقب ماندگي باشد.به عبارتی می توان از این فرصت استفاده کرد و با درامدهای حاصل شده به تولید و سرمایه گذاری در تمام بخشها کمک کردو زمینه را برای توسعه پایدار فراهم نمود.در این زمینه شرکتهایی از جمله شرکت ملی نفت ايران، شرکت ملی گاز ايران، شرکت نفت و گاز پارس، مجتمع گاز پارس جنوبی ،پتروپارس شرکت های پتروشيمی مروارید،پارس، جم، پرديس، مبين و ... مسئولیت اجتماعی آنان ایجاب می کند تا با برنامه ریزی مناسب هر کدام نقس و سهم خود را ایفا نمایند.حقیر معتقدم شهرستان جم و استان بوشهر باید از جمله بزرگترین شهرهای جهان باشند و سطح رفاه اجتماعی نسبت به منابعی که وجود دارد باید در بالاترین سطح ممکن وجود داشته باشد اما متاسفانه این امر نه تنها محقق نشده بلکه روز به روز شاهد بسیاری از معضلات اجتماعی،مشکلات اقتصادی و زیست محیطی در سطح منطقه می باشیم.
اثرات اقتصادي:
حضور نفت و گاز در شهرستان جم از یک طرف فرصتی برای افزایش درآمد مردمی شده اما از طرف دیگر چالشهایی برای اقتصاد این شهرستان وجود دارد.در حال حاضر بسیاری از راههای درآمدهای اقتصادی این شهرستان به دلیل حضور نفت و گاز خواسته یا ناخواسته از بین رفته و اقتصاد آن بر پایه فعالیتهای مستقیم و یا غیر مستقیم نفت و گاز بنا شده است.تولید غیر نفتی در این استان نسبت به گذشته با وجود افزایش جمعیت و نیروی کار و رشد تکنولوژی کاهش یافته است. به نظر بنده اقتصاد این شهرستان دوران قبل از بیماری را سپری می کند و اگر نفت و گاز از دوران اوج خود خارج شود اقتصاد بیمار خواهد شد. اما آنچه روشن است این نکته است که درآمدهای حاصل از فعالیتهای نفت و گاز به خودی خود عامل عقب ماندگی نیستند و دلیل اصلی این امر اتکای بیش از اندازه به این نوع اقتصاد و عدم برنامه ریزی صحیح و اصولی برای سایر درآمدهای غیر نفتی و تولید در بخشهای دیگر می باشد.
تغییر اقتصاد مردم این شهرستان طی سه دوره می توان مورد بررسی قرار داد :
دوره اول هجوم روستاییان از اطراف به سمت شهر جم به دلیل شروع به کار پالایشگاه گاز فجر جم و منطقه عملیاتی نار و کنگان بود.دامدارن و کشاورزان از اطراف شهرستان به سمت مرکز شهر جم آمده و ساکن شدند و در پی آن تولیدات کشاورزی و دامداری کاهش یافت و سایر شغل های سنتی از بین رفت.
دور دوم شروع عملیات منطقه اقتصادی پارس جنوبی بود و بسیاری از مردم با تجربه ای که از درآمدهای نفتی در پالایشگاه گاز فجر جم داشتند و نتوانسته بودند آنجا جذب شوند ،برای اشتغال به عسلویه رفتند و از طرف دیگر از سایر نقاط کشور برای کار جذب این منطقه ،و به دلیل هوای مساعد جم در این شهرستان ساکن شدند و این دوره نقطه شروع مهاجر پذیری برای منطقه و استان بوشهر بود.
دور سوم با تملیک اراضی شهرستان جم توسط مجموعه های نفت و گاز شروع شد و بعد از ایجاد شغل های صنعتی ،شغلهای خدماتی نیز رونق زیادی گرفت و با روند افزایش سریع جمعیت کسب و کارهای غیر مستقیم زیادی رواج یافته و عده ای از بازاریان به سودهای کلانی دست یافتند.افزایش تقاضا برای زمین و مسکن و سایر ماحیتاج زندگی تورم ایجاد کرد و قیمت ها به یکباره افزایش یافت حال تصور کنید بومیانی که نه تنها درآمدشان افزایش نیافته بود بلکه بسیاری از کسب و کارهای سنتی خود را از دست داده بودند چگونه باید زیر بار این گرانیها می رفتند و جوانانی که در شرف ازدواج بودند چگونه می توانستند برای خود زمین و مسکن تهیه نمایند.
پوشش و به چشم نیامدن تمام مشکلات اقتصادی از مهمترین تاثیری است که نفت و گاز در شهرستان گذاشته است و با نقدینگی که بوجود آورده ،تمام ضعف های اقتصادی این شهرستان به چشم نمی آید.علاوه بر مزایایی که نفت و گاز در این شهرستان داشته اثرات منفی بسیار زیادی بر سایر بخشهای اقتصادی داشته است.برای مثال صنعت کشاورزی که به عنوان یکی از پتانسیل های این منطقه محسوب می شد ،باغاتی که سرشار از مرکبات و نخل بود اینک به دلایل مختلف از بین رفته اند از جمله ،از بین بردن باغات برای استفاده از زمین،کمبود آب به دلیل استفاده زیاد در مجموعه های نفت و گاز،نابودی و عدم ثمر دهی بر اثر آلودگی های ناشی از آلاینده های پالایشگاهی ،حجوم کشاورزان و باغداران به سمت صنعت به دلیل اختلاف درآمدی بین کشاورزی و صنعت ، خریداری باغات و تبدیل به پارک و فضای سبز توسط نفتیها و شهرداری جم ،تبديل اراضي كشاورزي به مراكز تجاري تفریحی و راه، كاهش سرمايهگذاري در بخش كشاورزي و جذب سرمایه ها به صورت مستقیم و غیر مستقیم به صنعت، سودآوری بیشتر خدمات صنعتی، مهاجرت روستاییان و میل به شهرنشینی ، تملک اراضی کشاورزی از مردم توسط مجموعه نفت و گاز و پتروشیمی.
بسیاری از مردم این شهرستان اقتصاد سنتی خود را از دست داده اند . و افزایش تورم و گرانیها به دلیل افزایش تقاضا های صنعتی و غیر صنعتی و کمبود عرضه مشکلات مردم را دو چندان کرده و باعث نارضایتی بسیاری از کسانی که از صنعت سهمی نبرده اند شده است.و در پی آن وابستگی دولتی افزایش یافته است.وابستگی مردم به دولت موضوعی است که سالیان است نه تنها در این شهرستان بلکه در کشور ما روز به روز در حال افزایش است و یک اقتصاد وابسته به دولت به وجود آمده است. سالها پیش مردم با اقتصاد سنتی که وجود داشت وابستگی کمتری به دولت داشتند ولی امروزه بسیاری از خانواده ها به طریق مختلف جیره دولتی دارند و نمی توانند روی پای خود بایستند و این نشانه یک اقتصاد با مشکلات اساسی می باشد.به نظر حقیر طرح تحول اقتصادی باید پس از پیروزی انقلاب اجرا می شد و از آن موقع یارانه ها تزریق نمی شد و سازمانهای حمایتی کمتر ایجاد می شد تا با اقتصادی آزاد و رقابتی بین المللی فرصت ها را از دست نمی دادیم برای مثال سابقه ساخت خودرو در ایران و کره مقایسه کنیم و اینک ببینیم وضعیت صنعت خودرو در این دو کشور پی می بریم که حمایت باید همراه با ایجاد رقابت ببین المللی و خبره شدن صنعت داخلی باشد و همچنین در زمینه بودجه دولتی که از نفت و گاز به سایر بخشها تزریق می شود باید همانند کشور نروژ عمل کنیم و به جای تزریق در بودجه سایر بخشها ،زمینه سرمایه گذاری در تولید غیر نفتی ایجاد کرده و از حالت اقتصاد تک قطبی خارج شویم.شهرستان جم به دلیل اینکه زمینه های شغلی به جز نفت و گاز به وجود نیامده ،افرادی که نتوانسته اند جذب فعالیتهای مستقیم یا غیر مستقیم نفت و گاز شوند بسیار به سوبسید های دولتی و حمایت ها وابسته تر هستند. صنعت نفت و گاز بعد از ورود به شهرستان جم روند شهرنشینی را در این منطقه رواج داد.از ابتدای ورود این صنعت مردم برای اشتغال به این صنعت در شهر جم متمرکز شدند و سایر کسب و کار خود را رها کردند و شهرنشيني نيز بر مشكلات اقتصادي شهرستان افزود.
اگر شهري بخواهد صنعتي شود مي بايست فضاي صنعتي ،مهارت صنعتي و فرهنگ و تفكر صنعتي در آن شهر حاكم شود و زمينه و بستر فراهم گردد. زمان ورود صنعت نفت و گاز به استان بوشهر بسیاری از زیر ساختها برای ورود صنعت آماده نبود و کوچک نگه داشتن و عدم توسعه شهر جم به روستاهای اطراف اینک پاسخگوی تقاضای ترافیکی نیست و مشکلات ترافیکی زیادی در سطح شهر جم شاهد هستیم .اوايل حتي مسير هاي ورودي و خروجي و جاده هاي بين شهري نيز مناسب نبود و روزانه تصادفات زيان باري در اين مسيرها شاهد بوديم.در زمينه مهارت نيز آموزشگاههاي فني و حرفه اي كه بتواند نيروها را براي جذب در صنعت آموزش دهد وجود نداشت .و نهايتا با هجوم اقوام مختلف از ساير نقاط كشور بستر فرهنگي اجتماعي مناسبي فراهم نشد و اثرات آن از همان اول قابل مشاهده بود و بايد از دغدغه هاي مهم مسئولين استاني و صنعتي باشد.يكي ديگر از مهمترين مسائلي كه از همان اول بايد چاره انديشي مي شد موضوع آب و مصرف بي رويه آن بود .روزانه مقدار زيادي از سفره هاي زير زميني جم جهت صنايع گاز ،فضاي سبز شهركهاي مسكوني و مصرف خانگي كاركنان مي گردد تا جايي كه اينك خطر تبديل شدن اين شهرستان به منطقه ممنوعه همه را تهديد مي كند .
اثرات اجتماعي و فرهنگي:
توسعه صنعت نفت و گاز در شهرستان جم در سالهای اخیر و سایر فعالیتهای زیر مجموعه آن منجر به توسعه اجتماعي منطقه نشده است. البته صنعت نفت و گاز به عنوان عامل اقتصادی مهمترین نقش را را در جهت تغییرات اجتماعی ایفا کرده ،اما پی آمد بیشتر این تغییرات مشکلات و معضلات اجتماعی بوده است .مدیرت اجتماعی و فرهنگی مناسبی می طلبد تا رشد صنعت نفت و گاز همراه با رشد اجتماعی و فرهنگی صورت گیرد.امروزه مجموعه های نفت و گاز در استان بوشهر با سرعت گسترش مي يابند. برنامهريزان و مديران اجتماعي مي بايست خود را به گونه اي تکميل و به هنگام نمايند تا به راحتي پاسخگوي نيازها و تغييرات باشند. در اين زمينه مراکز دانشگاهي نیز نقش عمده اي مي توانند به عهده داشته باشند و فقدان دانشگاهای معتبر در سطح منطقه یکی ار نقاط ضعف می باشد.
پیش از ورود صنعت به منطقه آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد ،فحشا،دزدی،نا امنی و بی بند و باری بسیار کم بود. پس از ورود صنعت شاهد گسترش مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی زیادی هستیم که کارگران و کارکنان مجموعه های نفت و گاز مصرف کننده آن هستند و این مشکلات به سطح شهرستان جم نیز سرایت کرده و بسیاری از جوانان نیز روزانه جذب می شوند. مصرف مشروبات الکلی، روابط جنسی نامشروع از جمله موضوعاتی است که باید برای آن تدبیر جدی اندیشیده شود و به وسیله برنامه ها خاص فرهنگی جلو رشد آن و سرایت بیشتر آن در منطقه گرفته شود.
یکی دیگر از اثرات منفی نفت و گاز در شهرستان جم افزایش طبقاتی و رشد روز افزون آن می باشد. در سالهای اوایل انقلاب مردم در این شهرستان اکثرا در شرایط اقتصادی و مالی مساوی قرار داشتند اما بعد از ورود اقتصاد نفت و گاز فاصله طبقاتی ایجاد شد و قشرهای کارگری سرمایه داری به وجود آمد و این مورد بسیار نگران کننده است. توسعه صنعت نفت و گاز در شهرستان جم برای تمام اقشار جامعه به یک اندازه سودآوری نداشته است. بهعبارتی، برخی مردم سودی نبرده اند و حتی کسب کار قبلیشان را نیز از دست داده اند و برای عده ای این فعالیتها زیان نیز داشته است ،یا به اصطلاح عده ای بازندگان رشد صنعت شده اند.در پی این اتفاقات نابرابری اجتماعی ناشی از حضور کارکنانی با درآمدهای زیاد در بین قشرهای با درآمد های کم عوارض اجتماعی و نارضایتی گسترده ای در منطقه ایجاد کرده است و نابرابری و شکاف میان طبقات ،بیعدالتی و عدم تساوی را دامن میزند و انگیزه پیشرفت اجتماعی و فرهنگی را از بین می برد. نمونه ای از اعتراضات مردمی در اوایل ساخت شهرکها در جم اتفاق افتاد و در آن مردم منطقه به علت تغيير در وضعيت زندگي و كسب و كارشان و از طرف دیگر عدم برآورده شدن انتظاراتشان ،با اقدامات اعتراض آميز خود گوشه ای از این اعتراضات را نشان دادند.
همچنین از جمله اثرات حضور صنایع نفت و گاز در شهرستان جم افزایش چشم گیر قیمت زمین و مسکن می باشد.بخصوص برای جوانانی که در سنین ازدواج قرار داشتند و دارند با سطح درآمدی کم به دلیل وجود تقاضای شدید و افزایش قیمت ها فقط افراد با درامد بالا و شرکتی ها توانایی خرید زمین و مسکن در این شهرستان را دارند و مشکلاتی را بر سر راه رفع مسائل اقتصادی جوانان قرار داده است.
در زمینه اشتغال بومیان نیز سالهاست با وجود اعتراضات مردمی ، تذکر های نمایندگان مجلس و مسئولین محلی اقدامات مناسبی انجام نگرفته است .بومیان به ازای پرداخت انواع هزینه های اجتماعی و زیست محیطی توقع دارند در اولویت های استخدام باشند اما متاسفانه آمار بیکاری در استان و منطقه نشان از عدم رسیدگی می دهد و کسانی هم که جذب شده اند بیشتر در قسمت های خدماتی و رده پایین شاغل هستند.همچنین تعارضات بین مدیران استان و مدیران نفت و گاز از جمله مواردی است که تعاملات را با مشکل مواجه کرده است.قدرت صنعت تک قطبی ما به دلیل وابستگی کشور به آن ،باعث این تعارضات شده است و در بسیاری از موراد در سطح شهرستان جم در مسائل مختلف اختلافهایی اساسی بین مسئولین محلی و مدیران شرکت گاز وجود دارد.
نتيجه گيري و پيشنهاد :
هر چند در این مقاله سعی شد اثرات منفی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی را در استان بوشهر و شهرستان جم مورد بررسی قرار گیرد ،اما واقعیت های موجود این است که عمده ترین و اصلی ترین منبع قابل اعتماد و اتکا در توسعه اقتصادی و صنعتی منابع غنی نفت و گاز است. صنعت نفت از مرحله اکتشاف تا استخراج، حمل و نقل وفروش آن ایجاد اشتغال برای نه تنها این استان بلکه برای تمام نقاط کشور بوده است.اما می بایست این مجموعه ها نقش حمایتی خود را در توسعه پایدار و مهندسی اجتماعی در کنار تولید به خوبی بشناسند و اجرا نمایند ،تا فرصتهای بوجود آمده از دست نروند.
-
کمیته هایی جهت بررسی بسیاری از فرصت هایی که در زمینه های تولید غیر نفتی از دست داده ایم تشکیل شده و با بررسی موضوع راهکارهای اجرایی مناسب تدوین گردد.
-
برای بهداشت و مقابله با آلودگی زیست محیطی که بر اثر فرایند ها در منطقه بوجود آمده است تدبیر مناسبی اندیشیده شود تا مردم در آسایش بهتری زندگی کنند. چاره اندیشی برای این موارد پیش زمینه ای برای جذب نخبگان به منطقه و انگیزش کارکنان موجود در این صنعت می باشد زیرا اولين افرادی که در معرض خطر آلودگی قرار دارند، کارکنان شاغل در عسلویه و جم می باشند. در بسیاری موارد کمبود امکانات مانع از حضور بسیاری از نخبگان و فرار بسیاری از کارکنان شده است.
-
در کنار تولید نفتی زمینه سرمایه گزاری در سایر بخشها فراهم گردد. درآمد حاصل از نفت را در مسیر سرمایه گذاری های زیر بنایی، افزایش امنیت ، رشد صنایع دیگر،رشد فرهنگی و اجتماعی، آموزش و توسعه نیروی انسانی و... صرف نمایند تا زمینه برای توسعه پایدار فراهم گردد.
-
علاوه بر نظرات کارشناسان ،دیدگاههای مردم نیز در فعالیتهای صنعتی منطقه و اجرای برنامه ها وارد شود تا هم رضایت عمومی و هم همسویی اجتماعی به پیشرفت هر چه بهتر صنعت کمک نماید. زیرا موفقیت هر چه بیشتر پروژه های نفت ،گاز و پتروشیمی در سطح منطقه به مشارکت بهتر مردم نیاز دارد.
-
با کمک های مالی به آموزش و پرورش ،ساخت دانشگاه،بیمارستان عمومی ،مراکز فنی جهت آموزش فنی بومی ها و جذب آنان در شرکتهای موجود در سطح منطقه.
حسین اندام
لينك اين مقاله در سايت بوشهر نيوز
لينك اين مقاله در سايت بنا
لينك اين مقاله در سايت كنگان نيوز
لينك اين مقاله در سايت فوري نيوز
لينك اين مقاله در سايت حوت نيوز
لينك اين مقاله در سايت كنگان نيوز 2
لينك اين مقاله در وبلاگ گروه اقتصاد شهرستان كنگان
لينك اين مقاله در سايت چهل كلاغ
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی اجتماعی،
اقتصادی بازرگانی
ن : حسین اندام
ت : سه شنبه 1390/01/16
|
|
(اثرات تجدد و مدرنیته برگویش و هویت استان بوشهر)
چند وقت پیش جلو یکی از مغازه های کفش فروشی بوشهر رد می شدم ناگهان جمله زیبای نظر مرا به خودش جلب کرد :"نه فیتتن نه وردار نه کارتن نه ویسک". چند مدت بود که به این مساله فکر میکردم که به راستی چه عاملی باعث شده مردم این دیار اینگونه به اعتقادات زبانی و کلامی خود پایبند بمانند. می گویند حفظ زبان و لهجه تاثیر بسیار زیادی بر حفظ فرهنگ و هویت یک جامعه دارد. اما چرا در استان بوشهر گویش های محلی حفظ شده و عصر تجدد نتوانسته تاثیر زیادی بر این لهجه ها بگذارد در حالی که در بسیاری از استان ها شاهد هستیم گویش محلی در روستاههای دوردست هم تغییر کرده و مردم هویت کلامی خود را از دست داده اند.لهجه برگرفته از زبان مادری ملتها است و هویت هر ملت می باشد. اين امانت گرانبها ميراثي است كه سينه به سينه و نسل به نسل به دست ما رسيده است؛ بايد همة ما در حفظ و مراقبت از آن كوتاهي نكنيم اگر چه وجود تجدد گرایی وبخصوص تاثیر رسانه ملی بر یک گویش خاص تا حدودی تاثیر گذار بوده است اما لهجه مردم این استان توانسته اصالت خود را حفظ کرده وتغییر آنچنانی نکرده است.این گویش توانسته تاثیر بسیار خوبی بر حفظ و گسترش زبان فارسی داشته باشد. و بر خود ميباليم كه داراي چنين زبان و فرهنگ ريشهدار و گرانبهايي هستيم.
جهانی شدن و برداشته شدن مرزها باعث شده گویش های محلی و بومی در معرض خطر جدی قرار بگیرند و از آنجا که گویشهای محلی با فرهنگ جامعه رابطه متقابل دارد،با از بین رفتن گویشهای محلی حیات فرهنگی جامعه آسیب زیادی خواهد دید. خوشبختانه در این زمینه استان بوشهر از جمله استانهایی است که توانسته لهجه بومی خود را حفظ کند اگر چه باید بپذیریم که اولا به دلیل هم مرز بودن این استان با کشورهای حاشیه خلیج فارس و کشورهای عربی، الفبای عربی و بعضی از اصطلاحات این زبان و همچنین بعضی از کلمات انگلیسی به دلیل حضور انگلیسی ها در جنوب کشور وارد گویش محلی مردم شده است.و از سوی دیگر به دلیل موقعیت جغرافیایی و وجود منابع عظیم نفت و گاز در استان بوشهر و سیر هجوم نیروی انسانی جهت اشتغال به این استان و روند رو به رشد جمعیت مهاجر از سایر مناطق کشور به استان خطر بزرگی گویش بوشهری را تهدید می کند.سومین خطر دنیای الکترونیک و رسانه ای امروز است که واژه های بیگانه را وارد هر گویشی خواهند کرد.
اغلب مردم استان بوشهر اهل تجدد نیستند وبه اصطلاح زیاد رنگ عوض نمی کنند (هر چه هستند نشان می دهند). عصر مدرنیته که ادعای جهانی شدن دارد با گرایشهای فرهنگی اجتماعی خود بر جامعه ما تاثیر به سزایی داشته و جهانی شدن سرعت اثرات آن را بیشتر کرده و همین عوامل باعث شده هویت های فرهنگی مان قربانی بزرگ این ماجرا باشد. مراقبت از هویت و فرهنگ بومی یکی از مهمترین راههای مقابله با نفوذ فرهنگ بيگانه شمرده شده و در اين راستا همه ما مردم استان بوشهر و تمام ایرانیان احساس وظيفه ملي مي نماييم.مدرنیته که امروزه به دنبال جهانی شدن ،جامعه ما را نیز در بر خواهد گرفت جنبه های مثبت و منفی در بر دارد و باید هوشیار بود در عرصه های تکنولوژی و علم بسیار مفید خواهد بود اما تمامی حوزه ها و عرصه های زندگی فردی و اجتماعی را دچار دگرگونی و تحولات مهیب ساختاری می کند و هویت منطقه را تغییر خواهد داد وبه سمت ایجاد یک هویت فرهنگی جدید حرکت خواهد کرد. که امروزه ما در کشورمان شاهد ترویج آن هستیم .بدترین ترس ما از این است که مدرنیته و تجدد برخاسته از غرب است و بر کشور ما به عنوان یک کشور در حال توسعه بیشترین اثرات منفی و تقلیدات کور کورانه را به دنبال خواهد داشت.
در استان بوشهر نیز خطر تغییر شیوه زندگی و اثرات آن بر جامعه به دلیل تغییرات درآمدی مردم با حضور صنایع نفت و گاز در حال شکل گیری است. مدرنيته همواره خود را در ستيز و چالش با كهنگى، كهنه پرستى، ركود، عقب افتادگى، توسعه نيافتگى و نيز در ستيز با هر گونه قدمت و سنت قرار مى دهد .این موضوع باعث شده در نحوه زندگی و اقتصاد جامعه ما تاثیر بگذارد و اثر منفی بر اقتصاد غیر نفتی دارد .
در پایان می توان گفت که برگزاری همایشهایی در خصوص گویش و هویت بومی استان بوشهر بتواند راهی جهت قوت بخشیدن به حفظ و نگهداری این امانت فرهنگی باشد و تاثیر گویش ها و فرهنگ های مهاجر را به سطح استان کم نماییم و در حفظ جایگاه این فرهنگها ی مختلف و گویشها بکوشیم. تجدد و مدرنیته را باید بپذیریم و مانند سنت گرایان افراطی و تجدد گرایان تندرو عمل نکنیم بلکه سنت و تجدد را در کنار هم داشته باشیم تا بتوانیم از فرصتهای این دو جهت ایجاد فرهنگی غنی حداکثر استفاده را نماییم .
لینک این مطلب در سایت جویا
لینک این مطلب در سایت کنگان نیوز
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی اجتماعی،
فرهنگی هنری
ن : حسین اندام
ت : سه شنبه 1389/05/26
|
|
آیا پدران امروز فقط نان آورند ؟
پس از مشاهده و بررسی در تعداد زیادی خانوادها متوجه شدم بسیاری از پسران جوانان امروز مستقل نیستند و در سنینی که باید از خانواده جدا شوند و روی پای خود بایستند این قدرت و توانایی را ندارند . امروزه تربيت فرزندان از مشكل ترين مسايل اجتماعي و خانوادگي جوامع مختلف است. تربیت که از نخستین وظایف پدران در قبال فرزندان است با تغییر کردن شیوه زندگی در خانواده های ایرانی روز به روز از نقش پدر در تربیت فرزندان پسر کاسته شده و فرزندان به شیوه های مناسبی تربیت نمی شوند و به مادران خود نزدیکترند .مسئله پدری و عهده داری سرپرستی فرزندان، مسئولیتی خطیر و موفقیت در آن مستلزم آگاهی و شناخت مسائل روز جامعه می باشد . امروزه با نگاه کردن به جامعه غرب متوجه این موضوع خواهیم شد که نقش پدر در تربیت فرزندان و به ویژه فرزندان پسر بسیار اهمیت دارد ،در بسیاری از خانواده های غربی به دلیل منسجم نبودن نهاد خانواده و جدایی زنان از مردان فرزندان فقط توسط مادران تربیت می شوند و چنین خانواده هایی دچار مشکلات اساسی بی شماری شده که نتایج منفی آن در خانواده ها و علی الخصوص فرزندان پسر که هدف این نوشتار می باشد تاثیر بسزایی داشته است. باید پذیرفت امروزه با وجود علمی شدن مسائل مربوط به خانواده و تربیت فرزندان ، جوانانی تحویل جامعه می دهیم که مستقل نیستند و برای انتخاب زندگی آینده خود ،شغل ،استقلال و نهایتا تشکیل خانواده جدید با مشکلات فراوانی مواجه هستند.مسلما روشهای تربیتی والدین اثرات زیادی بر رفتارآینده فرزندان دارد و در نهایت باعث می شود شخصیت فرزند به گونه ای شکل بگیرد که این ویژگیهای منفی در آنان تقویت گردد. بسیاری از پدران امروزی از نقش اصلی خود که همان تربیت فرزندان است غافل شده اند و عملا نقش یک نان آور را در خانواده ایفا می کنند و نیازهای رفاهی آنان را براورده می کنند اما نیاز فرزندان در زندگی پیچیده امروز فقط غذا و سرپناه نیست بلکه پدران باید شرایط را برای رشد همه جانبه کودک فراهم نمایند ،فرزندان از سنین کودکی پدر خود را الگو قرار می دهند و اولین الگوی فرزندان پدران آنان هستند و عدم تربیت صحیح آنان فرزندان را بی لیاقت و وابسته بار می آورد. از جمله موارد تربیتی که نقش زیادی در عدم استقلال و وابستگی فرزندان پسر دارند ،عدم ارتباط کلامی مناسب بین پدر و فرزندان ،نگاه نامناسب پدران به واژه اقتدار در خانواده ،کمبود محبت یا محبت زیاد پدر و مادر و لوس شدن فرزند و زیاد بها دادن به آنان ، بی توجهی نسبت به ارتباط فرزندان با دوستان ناباب ، عدم نگاه یکسان به فرزندان در خانواده ،سرزنش و سرکوب ،سختگیری بیش از حد والدین یا آزادی بیش از حد ،انزوا و گوشه گیری و دوری فرزندان ار جامعه و در نهایت عدم ارتباط مناسب بین فرزندان و والدین می باشند. بسیاری از فرزندان حتی در سنین نوجوانی و جوانی ساکت و گوشه گیر هستند و از فعالیت های اجتماعی فرار می کنند در این مورد پدران وظیفه دارند فرزندان خود را از دوران کودکی وارد اجتماعات کنند و آداب معاشرت با دیگران را به آنان بیاموزند .بعضی از فرزندان اعتراض نمی کنند و وضعیت موجود را می پذیرند به دلیل آنکه والدین در کودکی فرزندان خود را تنبیه بی مورد می کنند و در مقابل دبگران آنها را کوچک می شمارند و رقابت نکردن فرزندان نیز به دلبل وابستگی شدید آنان می باشد. یکی دیگر از مواردی که فرزندان باید از کودکی توسط پدر خود آموزش ببینند اقتصاد خانواده می باشد که نقش مهمی در استقلال فرزندان دارد.پدران باید از کودگی اهداف داشتن شغل مناسب را به کودکانشان یاد دهند .فرزندان باید برای اقتصاد آینده خود تصمیم گیری کنند و پدران باید به آنان اجازه فکر و تصمیم گیری بدهند. در بسیاری از خانواده های امروزی فرزندان را به گونه ای تربیت می کنند که قدرت نه شنیدن و نه گفتن در آنان وجود ندارد به تمام خواسته های آنان جواب مثبت می دهند و محرومیتی برای آنکه خودشان تلاش کنند نمی ماند معمولاً آنها نمیتوانند ناراحتی فرزندانشان را ببینند و به همین دلیل به خواستههای آنها تن میدهند. این درحالی است که این گونه پدران نه تنها با این کار در حق فرزندان خود مهربانی نمیکنند بلکه به نوعی به آنها خیانت میکنند. فرزندان این گونه والدین در آینده اعتماد به نفس کافی و توانایی بدست گرفتن زندگی مستقل ندارند و زمانی که متوجه مقصر بودن پدران خود شوند اعتراضشان شروع می شود و اکثر نارضایتی افراد از پدران پیرشان همین موضوع می باشد. جو حاکم برخانواده و رفتار والدین میتواند در چگونگی احساس فرد از خود و تواناییهایش موثر باشد. حمایت افراطی والدین باعث میشود که کودک احساس بی کفایتی و عدم مقبولیت کند زیرا فرصت مستقل بودن و احساس مسوولیت از او گرفته میشود. پدرانی که اجازه نمی دهند فرزندان ابراز وجود یا اظهار نظر کندد به وابسته ماندن فرزند کمک شایانی می کنند در این مورد بهترین راه برای اينكه پسر بتواند سالم باشد و احساس مردانگي كند و مانند پدر رفتار كند، به محبت پدر و احساس تفاهم و رابطه دوجانبه با او نيازمند است که در نهایت این امر منجر به ایجاد یک رابطه دوستانه بین آنها خواهد شد که این آغازی برای شروع یک خانواده پایدار می باشد. اگر پدران نتوانند وظیفه خود را در این زمینه به خوبی انجام دهند کودک در آینده به آن کس دلبسته تر خواهد شد که با او سابقه انس و ارتباط بیشتری داشته باشد و این فرد ممکن هست هر کسی باشد هر نوع تاثیری مثیت و یا منفی بر فرزندان ما داشته باشد پس پدران توانا كساني هستند كه از دانايي ها و مهارتهاي لازم در خصوص ارتباط و دوستی با فرزندان خود برخوردارند.البته به نظر نویسنده تربیت فرزندان در هر جامعه ای براساس فرهنگ آن جامعه متفاوت است برای مثال تحقیقی که در یکی از کشورهای خارجی انجام شده به این نتیجه رسیده که سختگیری در تربیت ،کودکان را موفق تر خواهد کرد اما سبک سختگبرانه در کشور ما ننبجه مناسبی نخواهد داشت و فرزندان پسر نیاز به آزادی نیز دارند. در پایان:پیشنهاد می گردد اگر والدین میخواهند فرزندانی مستقل، مسوولیتپذیر و دارای اعتماد به نفس داشته باشند لازم است آنان را با مزه شكست ، گرما و سرما ، تشنگي و گرسنگي ، آسايش و رنج آشنا کنند. امروزه این مشکل اساسی که مدت زمان صحبت کردن پدران و فرزندان کاهش یافته را ترمیم کنیم و پدران سعی کنند زمان بیشتری را با فرزندان خود باشند و البته نباید متکلم وحده شوند و اجازه ابراز وجود به فرزندان را بدهند.فرزندان پسر از کودکی با فراز و نشیب زندگی آشنا شوند.پدران نیز سعی کنند نقش خود را از ابزارهای رایانه ای و رسانه ای پس بگیرند.و پسران به جای مادران به پدرانشان نردیکتر باشتد.با تشویق به خاطر کوچکترین موفقیتشان روحیه ی اعتماد به نفس را در آنان افرایش دهیم.در محبت کردن به آنان افراط و تفریط را رعایت کنیم.البته به نظر و طبق مطالعه میدانی نگارنده تحصیلات و ثروت پدران تاثیری بر استقلال و وابستگی جوانان ندارد .فرزندان وابسته و غیر مستقل در خانواده هایی با والدین تحصیلکرده و بی سواد و همچنین در خانواده های ثروتمند و کم درامد تقریبا یکسان وجود دارد اما در خانواده های کم درامد حساسیت بیشتری به دلیل عدم توانایی حمایت مالی والدین وجود دارد.
حسین اندام
لینک این مطلب در سایت سیماب
لینک این مطلب در سایت خبردون
لینک این مقاله در کنگان نیوز
لینک این مقاله در سایت خبری جویا
لینک این مقاله در سایت بازتاب
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی اجتماعی
ن : حسین اندام
ت : سه شنبه 1389/04/29
|
|
کر و لال باشیم از قافله علم عقب می مانیم (ضرورت یادگیری زبان انگلیسی)
هر چه به سمت جهانی شدن پیش می رویم و دهکده جهانی را بیشتر درک می کنیم زبان انگلیسی را یک ضرورت انکار ناپذیر می بینیم امروزه هر کشور و هر منطقه ای قصد دارد از قافله علم و دانش عقب نماند باید به سلاح زبان بین المللی و نحوه برقرار کردن ارتباط با دهکده جهانی آشنایی کامل داشته باشد و از آنجا که بیشتر مردم دنیا زبان انگلیسی را راحت ترین زبان می دانند و به عنوان زبان بین اللملی مطرح است اهمیت یادگیری آن را دوچندان می کند. شاید گذشته ها به زبان انگلیسی احتیاجی نبود یا فقط سیاسیون و کسانی که در تعامل با خارجیان بودند به این زبان نیاز داشتند اما امروزه همه اقشار جامعه نیازمند آن هستند . در اکثر کشورهای توسعه یافته برنامه ریزی مناسبی جهت آموزش زبان انگلیسی صورت گرفته است . افزایش تعاملات بین اللملی و روند جهانی شدن باعث خواهد شد که کشور ما نیز از این حالت خارج شود و روزانه حتی مردم عادی نیز نیاز به برقراری ارتباط با خارجیان داشته باشند . زبان انگلیسی یک راه بسیار مفید برای ارتقاء شغلی می باشد و با یادگیری آن می توانیم شغل بهتری بیابیم ، زبان انگلیسی تاثیر مستقیم در ادامه تحصیل دارد و می توان از منابع مطالعاتی خارجی و دانش بین المللی استفاده کرد ، کسانی که انگلیسی به خوبی می دانند مشوقی برای فرزندان و دیگران خواهند بود. حجم گسترده اطلاعاتی كه روزانه به زبان انگلیسی از طریق اینترنت و مقالات علمی در سراسر جهان منتشر میشود و علمی که همه روزه با زبان انگلیسی در دنیا صحبت می شود یکی دیگر از دلایل اهمیت یادگیری این زبان می باشد.امروز دیگر زمان آن گذشته است که به زبان فارسی اکتفا کنیم و به ترجمه هایی که گه گاه منتشر می شود دل خوش کنیم . علم و تکنولوژی را زمانی می توان رشد داد و با دانش روز دنیا جلو برد که زبان آن علم و دانش را داشته باشیم و همگام با همه دنیا و به روز بخوانیم و گرنه مثل کر و لال های خواهیم بود که در جمع ، گوشه ای ساکت مانده اند. شیوه ناصحیح بسیاری از مدرسین در روش تدریس ، مشکلات منابع درسی و بی انگیزه بودن دانش آموزان باعث شده که دانش آموزان و دانشجویان از درس زبان ترس دارند و نسبت به یادگیری آن بی علاقه هستند . زبان انگلیسی باید در سالهای ابتدای تحصیل و از مقطع دبستان به شکل صحیح آموزش داده شود و خانواده ها با حمایت کودکان خود در این زمینه این زبان را در فرزندان خود تقویت نمایند. مدارس و دانشگاه ها باید در این راه به دانش اموزان کمک کنند تا با هر چه بهتر آموزش این زبان ، نحوه یادگیری ، ایجا انگیزه گامی موثردر عرصه آموزش زبان انگلیسی رواج دهند. در پایان با وجود آنکه بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی و کارشناشان رشته های مختلف توانایی چندانی در زبان انگلیسی ندارند تا علمشان را توسعه دهند و از طرف دیگر هزینه کلاسهای آزاد زبان واقعا زیاد می باشد پیشنهاد می کنم دولت و مجلس در این زمینه تدبیری بیندیشند و علاوه بر اینکه کودکان را از سنین پایین به این زبان آشنا کنیم ، اینک یک نهضت سواد آموزی برای آموزش زبان انگلیسی به جامعه علمی و دیگر اقشار جامعه تشکیل گردد و همچنین رسانه ملی نیز می تواند نقش به سزایی در این زمینه ایفا کند.
حسین اندام کارشناس مدیرت بازرگانی
لینک مقاله من در دانشجو نیوز
لینک مقاله من در سایت جویا
لینک این مقاله در کنگان نیوز
این مقاله در پایگاه خبری شهرستان کنگان
لینک این مقاله در سایت چگاسه
لینک مقاله من در سایت بزرگترین سایت مهندسی آب کشور
لینک این مقاله من در سایت حوت نیوز
لینک مقاله من در هفته نامه نسیم جنوب
لینک مقاله من در هفته نامه اتحاد جنوب
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی اجتماعی،
مدیریت و کلی
ن : حسین اندام
ت : شنبه 1389/02/25
|
|
:: موضوعات مرتبط:
فرهنگی هنری
ن : حسین اندام
ت : جمعه 1388/12/28
|
|
ضرورت نظارت بر تنظیم بازار و کاهش قیمت ها به صورت مداوم
دولت همه ساله با کمک وزارت بازرگانی در ماه مبارک رمضان سیاستهای ویژه ای را برای تنظیم بازار به کار می بندد و سعی دارد که به نوعی با اعمال این سیاستها بازار را از تلاطم امواج و نوسانات قیمت محفوظ بدارد ، چند روزی از پایان ماه مبارک رمضان می گذرد و باید مصرف کنندگان جامعه قضاوت کنند که آیا سیاستهای تنظیم بازار دولت برای ماه رمضان سپری شده کارساز بوده یا خیر ؟ عرضه مستقیم کالا به وسیله سازمان بازرگانی در استانها و شهرستانها و همچنین توزیع بن های ویژه ماه مبارک رمضان در میان کارکنان و کارمندان از جمله این برنامه هاست .عرضه مستقیم کالاهای اساسی برخی اقشار جامعه، باعث کاهش تنشهای موجود در بازار و تعدیل قیمتها شده و در واقع دولت تلاش کرده تا با این کار به شکلی موردی به بازار وارد شده و با توزیع برخی اقلام مصرفی، تنظیم بازار، کاهش قیمتها و جلب رضایت اقشار ضعیف و کم درآمد جامعه را در این ماه دنبال کند ، این سیاستها مزایایی دارد و می بایست با برنامه ریزی مناسبتر به بهره وری بهتری برای بازرگانان و خریدارن رسید نه اینکه به صورت مقطعی قیمتها کنترل شود بلکه به دنبال راهکاری بود که قیمتها در درازمدت افزایش نیابند و تورم برنامه ریزی شده افزایش یابد.
دولت باید با برنامه ریزی برای کاهش هزینه های تولید واحدهای تولیدی با افزایش تولید، زمینه کاهش قیمت و تنظیم بازار کالاها را فراهم کند نه اینکه با اتکاء به درآمدهای دیگر و واردات، قیمت را به شکلی تصنعی پایین نگه دارد زیرا با این روش بخش تولید ضعیف می شود و در نهایت به رشد و توسعه اقتصادی کشور لطمه وارد می کند. بهتر است دولت به جای پرداخت یارانه به بخش مصرف در چارچوب سیاستهایی نظیر سبد ویژه کالایی، یارانه را به بخش تولید تخصیص داده تا زمینه کاهش واقعی قیمتها با افزایش عرضه و کمتر شدن هزینه تمام شده تولید فراهم شده و کالا با قیمت ارزانتری به دست مصرف کننده برسد. برای مثال بسیاری از مردم از کیفیت مرغ یارانه ای بازرگانی گلایه داشتند و دولت می تواند به جای عرضه مرغ ارزان قیمت، مواد اولیه تولید را با پرداخت یارانه و قیمت تمام شده کمتری به دست مصرف کننده برساند، با کاهش هزینه و افزایش روند تولید، مرغ با قیمت و کیفیت مناسبتری به دست مصرف کننده رسیده و رونق بخش تولید را نیز به ارمغان می آرود. و از طرف دیگر سبد کالایی که به وسیله دولت به کارمندان و کارکنان دولتی در مناسبت های مختلف سال اختصاص می یابد برای اقشار خاصی است و کارگران و کشاورزان که از قشر محروم جامعه هستند بی بهره می مانند.
عامل دیگری که برای کاهش قیمت ها می توان بر آن نظارت داشت عامل توزیع هست که در جامعه اقتصادی ما یکی از عوامل اصلی افزایش قیمت هاست ، در فعالیتهای اقتصادی از تولید تا مصرف دو عامل تولید کننده و مصرف کننده وجود دارد و ما بین این دو ، عامل توزیع است که هر چه این فرایند طولانی تر و پیچیده تر شود قیمت ها افزایش می یابند ، با پیچیده تر شدن روابط اجتماعى، گسترش شهرنشینى و توسعه قلمرو جغرافیایى سکونت و فعالیت اقتصادى نقش عامل توزیع بیشتر نمایان می شود. نظام توزیع کالا و خدمات به عنوان مجموعه فرآیندهاى موجود میان تولید تا مصرف، شامل نگهدارى، حمل و نقل ، پخش، عمده فروشى و خرده فروشى اگر در یک کشور به صورت صحیح به حیات خود ادامه دهد قطعا بازار در تمامی مقاطع سال و نه تنها به صورت مقطعی و در ماههایی نظیر ماه مبارک رمضان با شیوه های صحیح تنظیم خواهد بود اما اینک نگارنده معتقد است مهمترین عامل افزایش قیمت ها در کشور نبود نظارت مناسب بر فرایند توزیع کالا می باشد. برای اصلاح نظام توزیع می بایست با استفاده از تجارب جهانی و استفاده از سیستم فناوری اطلاعات و ارتباطات و به دور از کارهای مقطعی در بازار عمل کرد.
روزانه تعدار زیادی از واحد های صنفی تولیدی و خدماتی مورد بازرسی بازرسان بازرگانی قرار می گیرد و بیشتر این بازرسی ها موجب تشکیل پرونده می گردد و بامتخلفان بازار برخورد می گردد و از حقوق بازاریان دیگر و خریداران دفاع می شود اما بسیاری نقص وجود دارد و این بازرسی ها به خوبی نتوانسته به بازار نظم بدهد و دلیل اصلی ان برمی گردد به قانون کامل نشده اصناف ، روزانه بازارایان در هیات های بدوی جریمه می شوند و مقدار این جریمه ها به گو نه ای است که بسیاری از این بازاریان این جریمه ها رو پول تو جیبی می دادنند و تغییری در رفتار اینان صورت نمی گردد . و از طرف دیگر نیز مصرف کنندگان به حقوق خود به اندازه کافى آگاه نیستندبه خصوص در مراجعه به بازار تخلف های بازاریان را نمی شناسند و برای مثال موضوع درصد سود عمده و خرده فروشی را نمی دانند که نیاز است از طرف سازمان بازرگانی در استانها آموزش و به اطلاع عموم رسانده شود.
حسین اندام
کارشناس مدیریت بازرگانی
لینک این مقاله من در سایت چگاسه
:: موضوعات مرتبط:
اقتصادی بازرگانی
ن : حسین اندام
ت : دوشنبه 1388/07/06
|
|
:: موضوعات مرتبط:
فرهنگی هنری
ن : حسین اندام
ت : شنبه 1388/06/28
|
|
ن : حسین اندام
ت : شنبه 1388/05/03
|
|
پس از شور سیاسی ، شعور سیاسی لازم است "حسین اندام"
بهنام خدا
هدف از برگزاري انتخابات، مشروعيت بخشيدن به نظام سياسي از طرف مردم است كه بر مبناس آن مردم به كانديد مورد نظر خويش راس داده و آنرا به قدرت مي رسانند. بر این اساس که در جمهوری اسلامی سالهاست پس از پیروزی انقلاب اسلامی مردم با پذیرفتن حکومت بر پایهی مردم سالاری برای انتخاب تصمیم گیران خود به پای صندوقهای رای میروند و این حضور مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم برای دشمنان نظام غیر قابل باور بود.
هر چهار نامزد تایید شده از سوی شورای نگهبان با تلاشها و رایزنیهای تبلیغاتی خود در جهت تهییج مردم و ایجاد شور سیاسی بین احزاب و طرفداران سهیم بودند، نشاط انتخاباطی و موجهای تبلیغاتی و دعوت به آرامش و عدم اغتشاش توسط کاندیداهای ریاست جمهوری به گونهای که تمام اقشار جامعه برای مشارکت در انتخابات احساس مسئولیت کردند و این یک پیروزی دیگر برای جمهوری اسلامی بود. همواره حضور پر شور مردم در صحنهها دشمنان این مرز و بوم را ناامید کرده و در این انتخابات ضربهی محکمی که نشان از شعور سیاسی مردم ایران بود به دشمنان وارد شد.
و اینک پس از پایان انتخابات شروعی دوباره برای گام نهادن همهی اقشار و احزاب کشور در جهت حفظ ارزشهای انقلاب و توسعهی همه جانبهی ایران اسلامی است و همهی رجلهای سیاسی و فعالان سیاسی اجتماعی باید در چارچوب اخلاق که یکی از اصول جامعه اسلامی است حرکت کنند و در رفتارها و بیانات خود این مسئله مهم را رعایت کنند. از روز پس از انتخابات، رقابتهای انتخاباتی باید به رفاقت تبدیل شود و جناح پیروز و دیگر جناحهای شرکت کننده در انتخابات باید رفتارهای در خور شان جامعه اسلامی را رعایت کنند جناح پیروز و دیگر جناحها هر کدام نقشی مساوی در این زمینه دارند و اهمیت اینکه دشمنان مرز و بوم ما امروزه و به خصوص در این انتخابات بیشتر از گذشته حساس شدهاند را بدانند. و خواسته مردم که آرامش و امنیت در انتخابات و پس از آن در جامعه است را احترام بگذارند . همان گونه که در بیانات رهبر شاهد دعوت مردم به آرامش بودیم و این حضور گسترده مردم را نمایشی شکوهمند از احساس مسئولیت مردم برای تعیین سرنوشت کشور دانستند تمامی کاندیداهایی که با دغدغهی توسعهی میهن اسلامی به صحنه آمدند نیز وظیفه دارند با پیروی از دستورات مقام معظم رهبری زمینه حفظ آرامش و امنیت مردم را فراهم نمایند و اگر هم شکایت و اعتراضی وجود دارد سعی شود بین مردم نرود و به اعتراضهای خیابانی مبدل نگردد و به شخصیت ملت ایران در جهان خدشه ای وارد نشود همان چیزی که نیاز بسیاری از کشورهای غربی و دشمنان این مرز و بوم است در کشور ما هر فردی اعم از کوچک و بزرگ و رئیس و مرئوس مسئولین و مردم همه و همه یک رای و تصمیم دارند و باید به این تصمیم مردم و رای خودمان احترام بگذاریم و در نهایت افراد متعصبی که با انتخاب فردی غیر از کاندید مورد نظر خود می باشد قهر نکنند و با اتحاد و همدلی به دولت و قوای سه گانهی کشور کمک کنند تا در جهت ایجاد ایرانی سربلند گام برداریم و راه را برای نفوذ دشمن و خواستههای آنان باز نکنیم و با تصمیمات شخصی و گروهی ضرری غیر قابل جبران به انقلاب اسلامی ایران وارد نکنیم . همه ملت ایران با هم برادر و برابرند و باید مطیع دولت و رئیس جمهور انتخاباتی باشیم و نظام اسلامی را زیر سوال نبریم چرا که همه مسائل کشور و همهی رویدادها به همه ملت برمیگردد.
در پایان خطاب به مردم استانم بوشهر و شهرستانم جم اعلام دارم که در این برهه از زمان با حفظ آرامش و بدون توجه به پیروزی حزب یا جناح و کاندیدای مورد نظر یا غیر، شور سیاسی که قبل از انتخابات در استان ایجاد شده بود را زیر سول نبرند و با شعور سیاسی که در مردم این منطقه وجود دارد زمینه حفظ امنیت و آرامش را در جامعه ایجاد نمایند.
حسین اندام
نماینده خانه احزاب در شهرستان جم
لینک این مقاله در سایت چگاسه
لینک این مقاله من در سایت بنا
حسین اندام؛ مسئول میز احزاب شهرستان جم
چگاسه: مسئول میز احزاب شهرستان جم طی حمکی از سوی رئیس میز احزاب استان بوشهر معرفی شد.
به گزارش خبرنگار «چگاسه»: حسین اندام طی حکمی از سوی حامد فکوری رئیس میز احزاب استان بوشهر به عنوان مسئول این تشکل در شهرستان جم معرفی شد.
حسین اندام، کارشناس مدیریت بازرگانی و از فعالین فرهنگی، سیاسی است.
ميز احزاب نسبت به مجموعه آنچه در انتخابات انجام شده معدل گيري کرده و با اعلام درصد در بخش هاي مختلف، گزارش خود را در قالب بيانيه به اطلاع مردم خواهد رساند.
دراستان بوشهر 22نفر به عنوان اعضاي ميز احزاب هستند که در ستادهاي انتخاباتي حضور دارند.
ستاد حامیان مردمی احمدی نژاد (مهرورزی) در جم تشکیل شد.
چگاسه: ستاد حاميان مردمی انتخاباتي دكتر محمود احمدي نژاد ( مهرورزی ) در شهرستان جم تشکیل شد.
خبرهای موثق حاکی از آن است که ریاست این ستاد که هنوز فعالیت خود را آغاز ننموده است را بهرام محمدی رئیس ستاد انتخاباتی جلالیان نماینده دیر، کنگان و جم در مجلس شورای اسلامی در جم بر عهده گرفته است که حکم وی از سوی مير شهاب الدين افضلی رئيس اين ستاد انتخاباتي در استان بوشهر صادر شده است.
همچنین از آقایان ادریس حقشناس و حسین اندام به عنوان نایب رئیس و روابط عمومی این ستاد نام برده میشود.
ظاهراً این ستاد که تصمیم دارد فعالیتهای خود را بر خلاف دیگر ستاد احمدینژاد در جم بسیار پرشور آغاز کند ساماندهی خوبی برای مسئولین کمیتهها و جمع کردن نیروهای حامی دولت انجام داده است.
لینک این مطلب در سایت چگاسه
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی اجتماعی
ن : حسین اندام
ت : پنجشنبه 1388/03/21
|
|
انتخابات ریاست جمهوری با حضور دو بال اصلی نظام ، اصولگرایان و اصلاح طلبان
جمهوری اسلامی ایران حاصل زحمات مردان بزرگی است که در طول تاریخ با اهداف بزرگی زندگی کردند و روزهای زندگی خود را قربانی اهداف بزرگی کردند که در سر می پروراندند در راس این مردان بزرگ رهبری توانمند که مسلمانان جهان و کشورهای اسلامی امروزه حرکت های بزرگ ایشان را الگوی خود می دانند حضرت آیت الله خمینی (ره) می باشند. امروزه با وجود روشن بودن اندیشه های والای بنیانگذار جمهوری اسلامی و آرمانهای مقدس ایشان در راس حزب ها اندیشه های متفاوتی را شاهد هستیم و هر کدام از جناحها که به دنبال تصاحب قدرت اجرایی ایران اسلامی هستند برنامه های متفاوتی در بعضی از موضوع های روز جامعه را ارائه می دهند و بر این عقیده هستند که اندیشه های رهبر کبیر انقلاب را در سر دارند و در جهت حفظ آرمانهای ایشان تلاش می کنند . اما سوالی ذهن مرا مشغول کرده ، در جمهوری اسلامی ایران که با مردم سالاری و آرای مردم شکل گرفت و بنیان این نظام را رهبر کبیر انقلاب بر پایه رای و انتخاب مردم جامعه گذاشت و سالها انتخاب ریاست جمهوری نیز با رای مردم انتخاب می گردد چرا در چندین دوره انتخابات دولتمردانی با اندیشه های متفاوتی در بعضی از موضوع های جامعه انتخاب شده و بر کرسی اجرایی امور کشور نشسته اند. و در جواب سوال خودم سوالی را جواب خودم می گویم مگر خواسته های مردم و یا اندیشه ها و آرمانهایشان که از انقلاب دارند در حال تغییر است؟ یا اینکه هیچ کدام از حزبها یا بهتره بگویم دولتمردان نتوانسته اند به خوبی نقش خود را ایفا کنند؟
عمده تصمیم گیری ها و موضع گیری ها و اقدامات احزاب و گروهها و مدیران نباید منافع گروهی و باندی باشد بلکه سیاست ها و برنامه ها منبعث از نگرش سیستمی و عقلی و در چارچوب منافع ملی باشد و زمان آن رسیده است که به جای پرداختن به چهره ها به برنامه ها بپردازیم و این بار به جای شخصیت خوب و شعار خوب به برنامه خوب رأی دهیم ، خواسته تمامی دلسوزان و نخبگان جامعه و آنهایی که برای ارتقای ایران اسلامی در تب و تابند به جای تقابل چهره ها تقابل برنامه ها را خواستارند و نهایتا برنامه ای توسعه گرا با دولتی توسعه گرا را از یکی از کاندیدهای ریاست جمهوری بدون نگاه کردن به گرایش حزبی و جناحی به روشی مردم سالارانه انتخاب گردد و نقطه عطفی در تحولات اقتصادی و سیاسی کشور به وجود آید و مراحل توسعه کشور با کمک تمام اقشار و نخبگان جامعه حاصل گردد نه اینکه با انتخاب حزبی بسیاری از نیروهای انسانی خوش فکر از حزب دیگر فقط به چهار سال دیگر برای تلاش در زمینه توسعه همه جانبه کشور باشند .
دو حزب اصلی جمهوری اسلامی ایران که باید دو بال نظام و دو بال رشد و توسعه جمهوری اسلامی باشند همواره با انتخاب یکی از نیروهای هر کدام از حزبها حزب دیگری و مردان بزرگ و خوش فکری از صحنه خارج می شوند یا آنچنان که باید در صحنه حضور ندارند و مطمئنا این در نهایت باعث کاهش قدرت تصمیم گیران حکومتی خواهد شد در شرلیطی که این دو حزب معیار های مهم نظام همچون التزام به قانون اساسی ،التزام به ولایت فقیه،به رسمیت شناختن نظام جمهوری اسلامی و خیلی موارد دیگر متفق القول هستند و فقط در نوع عملکرد اقتصادی با هم تفاوت داشته اند و به نظر حقیر موضوع اقتصادی هم یک موضوع متغییر و روز هست البته در نوع تصمیم گیریها و باید خیلی از مسائل نظام و اندیشه های بنیانگذار انقلاب رعایت گردد ولی در نهایت باید نظام اسلامی حفظ گردد و تفسیر مناسبی از اندیشه های خمینی کبیر صورت گیرد و البته می توان در زمینه های اقتصادی در نظام اسلامی به دوران امات و حتی انبیا نیز برگشت و استراتژی این بزرگان را در قبال مسائل اقتصادی در نظر گرفت .
در این میان حزب ها باید تشکیل یافته از نخبگان سیاسی کشور باشند و در رقابتی سالم مردان قوی و توانمند خود را بررسی کرده و با انتخاب آنان تضادهای درون حزبی را کاهش داده و با انتخاب نیروهای اصلح خود و معرفی آنان به مردم ، جامعه را از حالت سر در گمی بیرون آورند این رقابت درون حزبها باید شدید و قوی باشد اما نه اینکه تنش هایی را بین افراد درون حزب به وجود بیاورد و همچنین برنامه ها توسط حزب ها و کاندیدها معرفی شوند و حزبها هم به طور کامل از کاندیدای خود حمایت کنند تعریف مناسبی از حزب ها صورت گیرد و شفاف تر عمل کنند و در نهایت این نخبگان سیاسی در حزب ها با مشخص کردن وضعیت خود مردم را از سردر گمی بیرون بیاورند و در نهایت با آگاهی کامل و مردم سالاری انتخابات صورت گیرد و پس از انتخابات و مشخص شدن رییس جمهور جناحها در بالهای نظام در کنار هم جهت عمران و توسعه نظام گام بردارند .
دولتهای اخیر و رئیس جمهور هایی که تا الان امر اجرای کشور را به دست گرفته اند از همه همیشه انتقادهایی صورت گرفته و باید به سمتی حرکت کنیم که این انتقادها سازنده باشد و از روی تعصب جناحی نباشد . بعضی ها معتقدند ویژگی های ممتاز دولت محبوب و مشهور دکتر احمدی نژاد این است که شعارهای حضرت امام را زنده کرده و سیاست های رهبری را سرلوحه اقدامات خود قرار داده; یعنی پرچم ولایت فقیه را در این کشور بالاتر برده و عظیم تر گسترانده است. این یک انتقاد تعصبی است و من عقیده دارم که هر دو جناح اصلی جمهوری اسلامی آرمانهای امام را قبول دارند و سیاستهای رهبری را سرلوحه کار خود دارند و این نیست که اصلاح طلب ها خلاف این را عمل کرده باشند و بکنند و اگر این چنین باشد که مردم نباید چنین حزبی را در کشورمان اجازه فعالیت دهند و این جز نوعی انتقاد تعصبی علیه اصلاح طلب ها یا دولت های قبلی نمی تواند باشد. و در مقابل بعضی از منتقدان تعصبی دولت احمدی نژاد را این چنین تصور کرده اند که با توسل به پوسته ای از آموزه های آیت الله خمینی، در جهت خمینی زدایی از جامعه ایران حرکت می کند. به عقیده من این چنین انتقادها به نفع نظام و جامعه ما نیست هر کدام از حزب ها و دولتها دغدغه توسعه این نظام را در سر دارند و شاید در چند موضوع تفاوت عقیده داشته باشند و آن هم مسائل روز جامعه از جمله اقتصاد می باشد که می توان با هم فکری دو جناح و در سایه ی رهبری به یک تصمیم واحد رسید . باید تلاشهای صادقانه و پرکار دولت احمدی نژاد با نزدیکتر شدن به مردم و اقتصاد مسیر مردمی و دولت خاتمی با اقتصد باز و علاقه به آزادی بیشتر و اهمیت به جوانان و دولتهای پس از انقلاب آقایان موسوی و رفسنجانی که دوران سازندگی بود را به فال نیک گرفت و جامعه باید قدر دان زحمات این نخبگان سیاسی باشد . هدف اصلی همه دولتمردان باید حفظ و توسعه و اقتدار نظام اسلامی باشد و جمهوری اسلامی را به یک قدرت قوی برای جهان اسلام مبدل سازد باید مسیر انتخابات آزاد ریاست جمهوری را ایجاد کرد و از ریزش نیروها و نخبگان پس از انتخابات جلوگیری کرد.
در پایان بحث تشکیل دولت وحدت ملی متشکل از اصولگرایان و اصلاح طلبان را مناسب میدانم و در این برهه از زمان برای اداره کشور یک اقتصاد دان را مناسب تر می دانم و کسی که بتواند اقتصاد کشور را به سمت توسعه حرکت دهد و با وصیتی از امام پایان میدهم " رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می داند و نسلهای اینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد است"
حسین اندام
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی اجتماعی
ن : حسین اندام
ت : دوشنبه 1388/03/04
|
|
|